تبليغاتX
آرتاکاوا

سیر داستان‌نویسی جدید ایران

 

 

 

      چکیده

در ادبیات فارسی داستان نویسی نسبت به شاعری، به دلیل گرایش طبع شاعرانه ایرانیان، رونق کمتری داشته است. در ادبیات گذشته نوشته های داستانی، اصول خاصی را داشت وکتابی را که بتوانیم دقیقاً در حوزه ادبیات داستانی قرار دهیم وجود ندارد. با ایجاد انقلاب های اجتماعی و اقتصادی در جوامع، اجتماعیات نیز دچار دگرگونی شد. در حوزه ادبیات شعر و داستان رو به سادگی نهاد. بررسی دلایل این دگرگونی و نیز اثرات آن در ادبیات معاصر ایران، می تواند شناخت صحیحی از ادبیات معاصر را فراهم کند.

     

     واژه های کلیدی: داستان‌نویسی، عوامل سادگی نثر، داستان کوتاه، رمان، داستان کوتاه فارسی، نویسندگان داستان کوتاه.

مقدمه

زمانی که ایرانیان با غرب آشنا شدند و در زمان عباس میرزا عده‌ای برای تحصیل به اروپا رفتند، دستاوردهای زیادی برای ایرانیان در پی داشت. آشنایی با علوم جدید، تغییر در نوع رابطه مردم و حاکمیت، نیاز به توجه فن‌آورهای نو و ... از این دستاوردها بود. از همین مقطع بود که در ادبیات فارسی هم زمزمه‌های نوخواهی و نوآوری به گوش رسید. ادبیاتی که قرن‌ها محصور به یک دایره واژگانی مشخص، حوزه معنایی محدود، مخاطبانی خاص بود. مهم‌تر از همه نقش و کارکردی که برای ادبیات تعریف شده بود و عده‌ای متعصبانه و با دیدی بسته از این اصول دفاع می‌کردند. هم‌زمان با آشنایی ایرانیان با فرهنگ‌های جدید، ایجاد صنعت چاپ، رواج ترجمه، و روزنامه نگاری، در ادبیات ما و متولیان آن دگرگونی‌هایی ایجاد کرد. این دگرگونی در حوزه شعر منجر به پیدایش شعر نو و جان‌بخشی دوباره به شعر محتضر فارسی شد. در ادبیات داستانی، که پیش از این حوزه مستقلی نداشت و در زیرمجموعه ادبیات منثور قرار می‌گ‌رفت، تغییرات گسترده‌ای صورت گرفت. نخست این که حوزه مستقلی به نام ادبیات داستانی شکل گرفت و به زیر شاخه‌های کوچک‌تری تقسیم شد که هر کدام برای خود قوانین و قواعد خاصی دارد. در این نوشتار سعی شده است تا ضمن بررسی دلایل و زمینه‌های این دگرگونی و اثرات آن بر ادبیات، پیدایش داستان‌نویسی جدید در ایران و معرفی چند نویسنده پیشرو مورد بحث قرار گیرد.  

 

عوامل سادگی نثر

در دوره مشروطه‌ی و هم‌زمان با تحولات سیاسی و اجتماعی - که متأثر از آشنایی ایرانیان با پیشرفت‌های جوامع مدرن بود - ادبیات نیز در مسیر دگرگونی افتاد و در زمینه شعر و نثر، نوآوری‌هایی توسط نواندیشان و تحصیل‌کردگان صورت گرفت. در این میان سهم نثر و نویسندگی بیشتر بود؛ نثر از حالت خشک، تصنعی و درباری بودن در آمد و به سادگی و مردمی شدن گرایید. مردمی شدن ادبیات متأثر از فعل و انفعالات سیاسی، گسترش سواد در بین مردم، رشد مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی بود. تحول نثر و پیرو آن، داستان نویسی دلایلی داشت:

1-    تشویق دولت‌ها. تشویق دولت‌ها عاملی در تغییر شیوه نوشتن بود، از طریق فرمان‌نامه‌ها و احکامی که در دربار نوشته می‌شد؛ زیرا مخاطب این فرمان‌ها اکثراً مردم بودند و ساده بودن این نوشته‌ها در فهم بیشتر و بهتر مردم مؤثر بود.

2-    توجه علمای دین به امر دانش اندوزی و زبان ساده‌ای که آن‌ها از نویسندگان طلب می‌کردند.

3-    ترقی در حوزه سیاسی حکومت و به تعبیر دیگر امنیتی نسبی که امثال آقا محمدخان و فتحعلی‌شاه ایجاد کردند.

4-    تأسیس مدارس پیشرفته مثل دارالفنون.

5-    اعزام دانشجو به اروپا برای کسب علوم جدید.

6-     ورود صنعت چاپ به ایران و گسترش چاپ کتاب. برخی معتقدند که چاپ سنگی در اواخر عهد صفویه در جلفای اصفهان توسط ارامنه دایر شده است. اما آن‌چه مسلم است این است که در دوره فتحعلی‌شاه، چاپ‌خانه‌ی لیتوگرافی در ایران وجود داشت و نخستین کتابی که با لیتوگرافی چاپ شد گنجینه معتمد بود که مؤلف آن نامعلوم است.

7-    از دیگر عوامل مهم، روزنامه نگاری بود که مدیون ایجاد صنعت چاپ بود. در ایران روزنامه به معنای گزارش‌های روزانه‌ای بود که مأموری مخصوص، آن‌ها را آماده می‌کرد و نزد شاه می‌برد و به آن گازت یا کاغذ اخبار می‌گفتند. نوشته‌اند که قدیمی‌ترین روزنامه در ایران توسط میرزا صالح، یعنی در زمان محمد شاه و در حدود چند نسخه چاپ شد. تنش‌های سیاسی و اجتماعی در گسترش روزنامه نقش عمده‌ای داشت. هدف این نشریات مبارزه‌ی سیاسی و آگاه ساختن مردم به رویدادهای جامعه بود و به همین علت زبان ساده‌ای را برگزیدند.

8-    عامل دیگر ترجمه بود. در این دوره ترجمه‌هایی با مهارت و زبانی شیوا و رسا صورت گرفت. آثاری از قبیل حاج بابای اصفهانی از جیمز موریه، ژیلبلاس لساژ ترجمه هر دو از میرزاحبیب اصفهانی، سرگذشت تلماک جوان از فنلون ترجمه میرزا علی خان ناظم العولم، بوسه عذرا از جرج رینولدز ترجمه میرزا حسن شیرازی، زندگی ناپلئون ترجمه محمدطاهر میرزا. زبان این آثار، زبانی ساده و جاندار و نزدیک به زبان مردم بود. بدون شک ترجمه، در آشنایی نویسندگان ایرانی با فنون و اصول داستان‌نویسی بسیار مهم بود.

شایان ذکر است ترجمه از چند طریق شروع شد و ادامه یافت. یکی از طریق مدرسه دارالفنون؛ این مدرسه براساس روش‌های پیشرفته، علوم جدید را تدریس می‌کرد و برای این کار از استادان خارجی هم استفاده می‌کرد. گروهی از دانش‌آموختگان این مدرسه با کمک استادان خود کتاب‌هایی را به فارسی برگرداندند.

دسته دیگری از ترجمه‌ها توسط دانشجویانی صورت گرفت که برای تحصیل به اروپا رفتند. این گروه پس از بازگشت به ایران برخی کتاب‌ها را ترجمه کردند.

 

سابقه قصه در ایران

در تعریف قصه (Tale) آمده است: «معمولاً به آثاری که در آن‌ها تأکید بر حوادث خارق‌العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم‌ها و شخصیت هاست، قصه می‌گویند. در قصه محور ماجرا بر حوادث خلق‌الساعه می‌گردد. حوادث، قصه‌ها را به وجود می‌آورد...» (آژند 1363 : 71) و در تعریف داستان (Story) آمده است: «داستان نقل وقایع است به ترتیب توالی زمان...» (همان: 185)

تفاوت دیگر بین قصه و داستان این است که در قصه قهرمان وجود دارد و در داستان شخصیت.

قصه و داستان سابقه ای دیرین دارد؛ در مصر مجموعه قصه‌هایی از جادوگران به جا مانده که پیشینه آن به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح می‌رسد. افسانه گیلگمش متعلق به حدود هزار و چهار صد سال پیش از میلاد حضرت مسیح است. هومر حماسه معروف خود را هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح آفرید.

 

 

انواع قصه های منثور در گذشته

1-    قصه‌هایی که بیانگر فنون و رسوم کشورداری، آیین فرمانروایی، لشکرکشی و بازرگانی، سیرت و رفتار پادشاهان و وزیران و امیران بودند. مثل سیاست نامه‌ی خواجه نظام الملک، آداب الحرب و الشجاعه از فخر مدبر(مبارک‌شاه).

2-    قصه‌هایی در بیان احوال و ذکر کرامات عارفان و بزرگان دین مثل اسرارالتوحید از محمدبن منور، تذکره الاولیاء از عطار نیشابوری.»

3-    قصه‌هایی که مضامین عرفانی و فلسفی را به حالت تمثیل یا سمبلیک روایت می‌کنند. مثل عقل سرخ و آواز پر جبرئیل از سهروردی.

4-    قصه‌هایی که جنبه‌های واقعی و تاریخی و اخلاقی آن‌ها به هم آمیخته است و بیشتر از لحاظ ادبی مورد توجه است. مثل ترجمه کهن مقامات حریری، مقامات حمیدی از حمید الدین البلخی و گلستان سعدی.

5-    قصه‌هایی که وجه تاریخی آن‌ها بارزتر است و در ضمنِ اتفاقات کتب تاریخی آمده است. مثل تاریخ بیهق از علی بن زید بیهقی، تاریخ بیهقی از ابوالفضل محمد بیهقی.

6-     قصه‌هایی که از زبان حیوانات نقل می‌شود و جنبه تمثیلی و استعاری دارد و تأکید آن بر مفاهیم معنوی و اخلاقی است. مثل کلیله و دمنه ترجمه نصرا... منشی، مزبان‌نامه از مرزبان بن رستم، داستان‌های بیدپای ترجمه محمدبن عبدا... البخاری(این اثر ترجمه دیگری از کلیله و دمنه است).

7-    قصه‌هایی که درون‌مایه (Theme) اصلی آن تعلیم و تربیت است و بیشتر در بردارنده‌ی موضوعاتی چون چگونگی دبیری، علم، نجوم، طب، در تدبیر سیاست مدن و ... است. مثل قابوسنامه از عنصرالمعالی قابوس بن وشمگیر، چهار مقاله عروضی از احمد بن عروضی سمرقندی و اخلاق ناصری از خواجه نصیرالدین توسی.

8-    قصه‌هایی که موضوع آن امثال و حکم فارسی و عربی است. مثل برید السعاده از محمد بن نمازی ملطیوی، لطایف الامثال از رشید الدین وطواط.

9-    قصه‌هایی که مضامین متنوعی را در بر می‌گیرد. مضامینی چون معرفت آفریدگار، ذکر معجزات پیامبران، تاریخ ملوک و خلفا، کرامات اولیاء، احوال شاعران و دبیران، موضوعات اخلاقی و ... مثل جوامع الحکایات و لوامع الروایات از سدیدالدین محمد عوفی.

10-     قصه‌هایی که سرگذشت مردان و زنان گمنامی است که برحسب اتفاق با وقایعی روبرو شدند که عبرت‌آموز و حیرت‌انگیز است. زبان این نوع آثار زبان ساده و رایج زمانه است. مثل سمک عیار از فرامرز بن خداداد ارجانی، داراب نامه‌ی طرسوسی هزار و یک شب.

 

داستان جدید در اروپا

بررسی سیر داستان‌نویسی جدید با شناخت داستان کوتاه آغاز می‌شود. نخستین بار براند ماتیوز منتقد آمریکایی در قرن نوزدهم اصطلاح داستان کوتاه (Short Story) را پیشنهاد کرد و آن را با داستانی که کوتاه شده باشد فرق گذاشت. داستان کوتاه ترجمه انگلیسی Short Story و مترداف Nouvelle فرانسوی است و برخی بین این نوع و قصه (Tale) تفاوت قائل شده‌اند. از جمله اختلاف در شکل و ساختمان (Stracture) و در مضمون و محتوا (Theme). نیز برخلاف قصه، داستان کوتاه دارای شبکه‌ی علی و معلولی و پیرنگ (Plot) حساب شده‌ای است.

داستان کوتاه، به شکلی که امروز آن را می‌شناسیم، برای نخستین بار در قرن نوزدهم توسط ادگار آلن پو معرفی شد. هرچند داستان هایی که در آن زمان نوشته شد، خود فاقد ساختمانی منسجم و به دور از تعریف داستان بود.(میرصادقی1386: 147)

به علت گوناگونی و تنوع در داستان کوتاه نمی‌توان تعریف جامع و مانعی از این دو ارائه داد. شاید ساده‌ترین تقسیم‌بندی و تعریف بر اساس حجم داستان باشد. به‌طوری که داستانی که کمتر از دو هزار کلمه داشته باشد داستانک(Short Short Story) داستانی که پانزده هزار کلمه داشته باشد، داستان کوتاه و داستانی که از پانزده هزار تا سی هزار کلمه داشته باشد داستان بلند(Long Short Story) و داستان سی هزار کلمه‌ای را ناولت(Novelette) یا رمان کوتاه(Short novel) می‌نامند.

 

پیدایش داستان نویسی جدید در ایران

دوره مشروطه یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران و دوره‌ی بیداری ایرانیان است. در این زمان بود که ایرانیان با پیشرفت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غرب آشنا شدند و خواستند که تحولی از آن دست در جامعه خود ایجاد کنند؛ فساد در متن جامعه رسوخ کرده بود، در سیاست استبداد حرف اول را می‌زد و شاه قاجار هرچه می‌گفت کسی حق اعتراض نداشت، اقتصاد کشور بیمار بود، وام‌های گزافی که شاه با بهره بالا از کشورهای خارجی برای عیاشی خود و خاندانش می‌گرفت و قراردادهایی که با اروپاییان می‌بست بر مردم فشار می آورد، نظام اجتماعی طبقاتی شده بود، درباریان و وابستگان از هر حقی برخوردار بودند حتی از حقوق مردم فرودست.

دوره‌ی مشروطه دوره‌ی مبارزه برای آزادی و برقراری حکومتی قانون‌گرا بود که در رأس آن آزادی بیان و اندیشه مطلوب بود. در آن روزگار ضرورت اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مطرح شد و عوامل زیادی از جمله نثر و داستان نویسی در پیشبرد این جریان کمک کردند. داستان بازنمای مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه شد؛ وضع نامطلوب زنان، اختلاف طبقاتی، فساد اجتماعی طبقه حاکم، بدبختی و فلاکت رعیت و ... .

در این شرایط نویسندگان و طبق روشنفکر آن روز به مسائل اجتماعی و نوع‌دوستانه روی آوردند و به مبارزه جهت رفع این مشکلات پرداختند، ادبیات به تدریج از روش و منش سابق خود فاصله گرفت و به مردم نزدیک‌تر شد. تحرک و تحولی که مشروطه در جامعه ایجاد کرد ادبیات را نیز، که تابعی از اجتماع است، هم در قالب و هم در محتوا دگرگون کرد. نویسندگانی چون علی اکبر دهخدا قالب داستانی را در خدمت اصلاحات اجتماعی گرفتند و اندیشه اصلاح‌گرانه و نقادانه و افکار بلند اجتماعی خود را در پوشش داستان‌گونه‌هایی ارائه دادند. چرند و پرند نمونه این نوع آثار بود که از الگوهای آغازین داستان کوتاه محسوب می‌شود. هدف این نویسندگان نه رمان‌نویسی و نه خلق آثار هنری بود، بلکه انتقاد از اوضاع روزگار در قالبی جدید و ساده. این شیوه جدید به دو علت مورد پسند قشر تصیل‌کرده واقع شد:

1- واقع‌گرایی این آثار. تا قبل از این زمان اکثر داستان‌ها یا حالت انتقادی داشت یا جنبه‌ی تمثیلی و در بیشتر آن‌ها سرگرم کردن خواننده مهم‌ترین هدف بود. ولی در این دوره داستان‌ها محتوای اجتماعی و انتقادی پیدا کرد، خواسته های نسل جدید و ترقی خواهان در آن مطرح شد، مفاهیم سیاسی جدید وارد حوزه معنایی آن شد و... .

2- بیرون آوردن ادبیات از انحصار گروهی خاص و در دسترس مردم قرار دادن. مردمی شدن، بیشترین تأثیر را در شئون جامعه آن روز گذاشت و مردم، دیگر احساس غریبه بودن و پایین دستی نمی کردند.

در این میان داستان کوتاه نسبت به رمان بیشتر مورد توجه قرار گرفت، زیرا داستان کوتاه احتیاج به کار تخصصی و صرف وقت، خاطر آسوده و و فعالیت ذهنی مستمر نداشت.

داستان نویسی در آغاز کار از لحاظ موضوع و مضمون دو مسیر را پیمود:

الف- تاریخی: هدف داستان‌های تاریخی برانگیختن و تشویق ملی‌گرایی و تفاخر ملی بود. این آثار علاوه‌بر سرگرمی دارای جنبه‌های آموزشی نیز بود ولی از نظر اطلاعات تاریخی بی‌دقتی‌هایی داشت، از نظر فن نویسندگی قابل توجه نبود و از نظر زبان هنری و ادبی هم چندان قوتی نداشت. رمان‌های شمس و طغرا از محمد باقر خسروی، عشق و سلطنت از شیخ موسی نثری کبودرآهنگی، داستان باستان از میرزاحسن بدیع، دام‌گستران از صنعتی زاده کرمانی از این دسته‌اند.

ب- اجتماعی: در زمینه‌ی داستان اجتماعی مشفق کاظمی پیشقدم بود و نخستین رمان اجتماعی خود را با نام تهران مخوف به صورت پاورقی منتشر کرد و در آن اوضاع نابسامان آستانه‌ی کودتای اسفند 1299 و جامعه‌ای را که در آن از فضل و تقوی خبری نبود، ترسیم کرد. کاظمی با اصول داستان نویسی اروپایی آشنا بود و براساس آن رمان‌های خود را نوشت. بعد از او عباس خلیلی با رمان‌های روزگار سیاه، انتقام و ... راه کاظمی را ادامه داد. از ویژگی‌های رمان اجتماعی جنبه‌ی رمانتیک و احساساتی آن ها بود.

 

نویسندگان برتر داستان کوتاه جهان

نیکلای واسیلی یه ویچ گوگول(1852- 1809): داستان‌پرداز و نمایشنامه‌نویس واقع‌گرای روسی است. گوگول نویسنده‌ای است که داستان های نوآورانه، متنوع و گوناگونی را نوشت. داستان شنل او نخستین طلیعه داستان کوتاه واقع‌گراست. شخصیت‌های این داستان از میان طبقات محروم و فرودست جامعه انتخاب شده اند. این امر نشانگر اوضاع نابسامان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن زمان است. به این خاطر داستان شنل در آن زمان تازگی داشت و محبوبیت فراوانی کسب کرد. تأثیر این داستان بر نویسندگان دیگر تا آنجاست که داستایوفسکی در این باره گفته است: «همه‌ی ما از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم.» از داستان‌های او می‌توان به یادداشت های یک دیوانه، شامگاهان در مزرعه ای نزدیک دیکانکا و رمان مرده خواران را نام برد.

 

ادگار آلن پو(1849- 1809) شاعر، منتقد و نویسنده خیال‌پرداز، مغرور و متکبر آمریکایی است. او را اولین خالق داستان‌های خیالی می‌دانند. وحشت و اضطراب دو عنصر تشکیل دهنده‌ی آثار اوست و فضای داستان‌هایش را وحشت، انتقام و حوادث مهیب و هولناک اشغال کرده است. این انتقاد متوجه اوست که توجه و علاقه‌ای به عامه‌ی مردم ندارد. از آثار او قصه های عجیب و عربانه و سوسک طلایی است.

 

هانری آلبرگی دوموپاسان(1893-1850) نویسنده شوخ طبع فرانسوی است. بیشتر داستان‌های او لطیفه‌وار است. مثل داستان گردنبند. او سرشت آدمی را آمیخته با بدی و شر می‌دانست. همین دید منفی و بدگمانی او درباره‌ی نیکی‌های زندگی و مردان و زنان تا حدی از اعتبار آثار او می‌کاهد. سبک نوشته‌هایش به ناتورالیسم نزدیک است. اما از نظر فنی و اصول قراردادی پیرو ادگار آلن پو است. با این تفاوت که بر عکس آلن پو به زندگی عادی و معمولی افراد و واقعیت‌های زندگی آن‌ها توجه دارد و شخصیت‌های داستان‌هایش را از میان مردم عادی بر می‌گزیند. تخت شماره 29، پیک نیک در ییلاق، اولین برف، جهیزیه از داستان‌های اوست.

 

آنتون پاولویچ چخوف(1904-1860) پزشک، داستان‌پرداز و نمایشنامه‌نویس مردم‌گرا و حقیقت‌جوی روسی است. او نوشتن را تحت تأثیر تولستوی، تورگهنف، فلوبر و موپاسان آغاز کرد. مضمون بیشتر داستان‌های او به تصویر کشیدن زندگی طبقه‌ی متوسط است و به همین جهت است که به دل خواننده می‌نشیند. قدرت او در زیبایی شناسی و جنبه های فنی داستان‌پردازی و تصویر کردن مناظر تأسف آور و زشت زندگی معمولی است. رگه‌هایی از طنز در آثار او یافت می‌شود. از ویژگی‌های آثار اوست: تنفر از دروغ، تظاهر و ریاکاری، گرایش به موضوعات ساده زندگی عامه‌ی مردم، حزم و خونسردی. سه خواهر، در جاده بزرگ و مرغ دریایی از آثار اوست.

 

نگاهی به نویسندگان معاصر ایران

محمدعلی جمالزاده: جمالزاده با نوشتن کتاب یکی بود، یکی نبود راه تازه‌ای را در نویسندگی گشود که پیش از او سابقه نداشت. او نخستین پیش‌گام در عرصه داستان‌نویسی جدید بود و به همین دلیل او را پدر داستان‌نویسی جدید ایران می‌دانند. تأثیر او در فرایند پیشرفت نثر، در به کار بردن زبانه عامه فهم بود. جمالزاده در آثار خود از نثری بهره گرفت که آکنده از لغات، استعارات، اشارات، کنایات، اصطلاحات و امثال عامیانه بود. بر این اساس خصوصیات نوشته‌های او را این گونه می‌توان ذکر کرد:

1-    زبان او زبان ساده‌ای است. زبان آثار او به محاوره نزدیک می‌شود همان‌گونه‌ که مردم حرف می‌زنند، اما هنوز زبان در نوشته‌هایش قوام و استقلال نیافته و به انعطاف پذیری لازم نرسیده است. (این مطلب با در نظر گرفتن نمونه‌های کامل‌تر بعدی معنا می‌یابد.) ابتدای داستان فارسی شکر است: 

«هیچ جای دنیا تر و خشک را مثل ایران با هم نمی‌سوزانند. پس از پنجاه سال دربدری و خون جگری هنوز چشمم از بالای صفحه‌ی کشتی به خاک پاک ایران نیفتاده بود که آواز گیلکی کرجی‌بان‌های انزلی به گوشم رسید که بالام جان، بالام جان خوانان مثل مورچه هایی که دور ملخ مرده‌ای را بگیرند، دور کشتی را گرفته و بلای جان مسافرین شدند و ریش هر مسافری به چنگ چند پارو‌زن و کرجی‌بان و حمال افتاد.» (جمالزاده1357: 22)

2-    کاربرد اصطلاحات و امثال عامیانه. این موضوع از یک طرف موجب دل‌نشینی و دل‌چسبی نوشته می‌شود و از طرف دیگر باعث دیر فهمی و ملال خواننده. گاه این کاربرد در آثار جمالزاده به افراط می‌گراید:

«عادت هم حقیقتاً مثل گدای سامره و گربه‌ی خانگی و یهودی طلبکار و کوت کش (یا به قول تهرانی‌ها کناس) اصفهانی است که هزاربار از این در بیرونش کنی از در دیگر تو می‌آید.» (همان:111)

اگرچه نثر جمالزاده در زمان خود نو و جدید بود و قابل ستایش، اما محتوا و مضمون در نوشته‌های او چنین حالتی را نداشت. داستان‌های او را براساس مضمون و محتوا به دو دسته تقسیم کرده‌اند:

الف- داستان‌های لطیفه‌وار که بیشتر با هدف سرگرمی و با سهل‌انگاری نوشته شده است. خود او در این باره در مقدمه‌ی یکی بود، یکی نبود چنین می‌گوید: «نگارنده مصمم شد که حکایات و قصصی چند را که به مرور ایام، محض برای تفریح خاطر به رشته‌ی تحریر درآورده بود، به طبع رسانده و منتشر سازد.» او در این برهه به مبارزه با خرافات و جهل پرداخت و وسوسه افشاگری بی‌عدالتی‌ها و کاستی‌ها و ناروایی‌های اجتماعی باعث شد تا او یکی بود، یکی نبود را بنویسد. اما کم کم به محافظه کاری رو آورد.

ب- داستان‌هایی که مضامین اجتماعی - آموزشی دارند. دراین دوره محافظه‌کاری باعث شد داستان‌هایی برخلاف شیوه‌ی یکی بود، یکی نبود بنویسد. داستان‌هایی که موضوعات آن‌ها کهنه، تکراری و ملال آور است.

به نظر خیلی از منتقدان تنها یکی بود، یکی نبود ارزشی داستانی دارد و مابقی داستان‌هایش یا تکرار مضامین این مجموعه است و یا خاطره گونه‌هایی که بیشتر جنبه‌ی سرگرمی دارد.

از جمله آثار اوست: یکی بود، یکی نبود، صحرای محشر، سر و ته یک کرباس، دارالمجانین و... .

 

صادق هدایت: صادق هدایت دیگر نویسنده بزرگ و اثر گذار معاصر است و اعتبار دگرگونی نثر فارسی به خاطر نوشته‌های اوست. با این که متأثر از اوضاع اجتماعی زمان خود بود، داستان‌هایش به طبقه و موضوع خاصی محدود نیست و در آن‌ها بیزاری خود را از آداب و رسوم اشتباه و پوچ جامعه نشان می‌دهد. به خاطر این‌که داستان‌هایش با خصوصیات ملی جامعه بیشتر هماهنگی داشت و از ساختمان و تکنیک و مضمون قوی‌تر و عمیق‌تری برخوردار بود، تأثیر ژرف‌تری بر نویسندگان بعدی خود گذاشت و خوانندگان بیشتری پیدا کرد. جز این رفتار انسان‌دوستانه و ایران‌دوستی شدید او در این اقبال گسترده بی تأثیر نبود.

نثر او ساده و بی آلایش است، همراه با واژگان و ترکیبات و امثال عامیانه که با اعتدال از آن‌ها استفاده شده است. نثر او حالت روایی و جا افتاده دارد و با شخصیت‌ها و مضمون داستان‌هایش هماهنگ است. او با استادی و مهارت تمام و با مطالعه و اطلاع صحیح از ادب فارسی و اروپایی زبان نثر را به زبان مردم نزدیک کرد. زبان او ریشه در داستان‌های عامیانه داشت. هدایت طوری این زبان را پروراند که توانست مدت‌ها دیگران را تحت تأثیر خود قرار دهد. از نظر مضمون آثار او را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

الف- گروه اول داستان‌هایی که به دلیل نفرت از رژیم و توجه به طبقه فرودست نوشته است و در آن‌ها از مردمان رنجدیده و تحت فشار و کمبودهای اجتماعی سخن می‌گوید. دراین مورد وسعت دید او ستودنی است. مانند داستان‌های: حاجی آقا، علویه خانم، طلب آمرزش، میهن پرست و ... .

ب- گروه دوم داستان‌هایی است که بیان‌گر روحیات هدایت است و در آن‌ها علاقه هدایت به ایران و تمدن و رسوم ایرانی و هم‌چنین افکار و تمایلات روحی و توهمات رؤیا گونه‌اش منعکس است. مثل داستان‌های آخرین لبخند، آفرینگان، داش آکل، سه قطره خون، زنده به گور، تاریک‌خانه و بوف کور.

مهم‌ترین و معروف‌ترین اثر هدایت بوف‌کور اوست؛ اثری که آمیزه‌ای از دنیای واقعی و دنیای وهم است و شخصیت‌های دنیای خیالی، نمادی از واقعیت هستند. اساس داستان مبتنی بر فلسفه‌ی تناسخ است که در آن انسان به دنبال گم‌کرده های دنیای گذشته‌اش می‌گردد. میراث نویسندگی هدایت عاطفه و تعقل، روحیه تحول و انقلابی و توجه به زیبایی شناسی است.

سه قطره خون، سگ ولگرد، سایه روشن، علویه خانم و ولنگاری و بوف کور از جمله آثار اوست.

 

بزرگ علوی: نویسنده‌ آغازگر دیگر، بزرگ علوی است. تحت تأثیر جمالزاده و سیاق او اولین مجموعه‌اش، چمدان، را انتشار داد. با این‌که دوست هدایت بود و از بعضی جهات فکری متأثر از او، بعدها راه خود را از هدایت جدا کرد. او به شدت تحت تأثیر نظریه‌‌ی روانشناسی فروید و اندیشه‌ی سیاسی مارکس بود.

اوج هنر و نویسندگی او در رمان چشمهایش جلوه‌گر است. این اثر که جایگاه ویژه‌ای بین خوانندگان داستان پیدا کرده است، معروف‌ترین اثر اوست و از نظر پرداخت شخصیت‌ها و صحنه‌ها، طرح و زاویه دید بسیار استادانه و از نظر مضمون کم سابقه است. نویسندگی او شامل سه دوره است:

-         در دوره اول داستان‌های او از مضمون‌های گوناگونی برخوردار است. خط فکری مشخصی ندارد و حال و هوای رمانتیک بر آن‌ها غالب است. مثل داستان‌های مجموعه چمدان.

-         دوره دوم دوره شکوفایی هنر نویسندگی و بروز قدرت خلاقه اوست. مضمون‌ها دست‌چین شده و دارای جهت و مسیر مشخصی است. هم از نظر مضمون و هم از نظر فنی و ساختار به استقلال رسیده است. شخصیت‌هایش مبارز و علیه ستم سرسخت و مقاومند.

-         دوره‌ی سوم شامل آثاری است که دور از وطن نوشته است. زبان این آثار، ویژگی‌های دوره‌ی دوم را از دست داده است و دچار افت و خیزهایی شده است. شخصیت‌های آن سرخورده و نومیدند و داستان‌ها جنبه خاطره‌گویی پیدا کرده است. در این دسته کتاب‌های میرزا، سالاری ها و کاشانه قرار می گیرد.

 

صادق چوبک: صادق چوبک با انتشار مجموعه‌های خیمه شب بازی و انتری که لوطیش مرده بود نشان داد که نویسنده‌ای صاحب سبک است. او با داستان‌های نو و بدیعی که نوشت راه متفاوتی از دیگر نویسندگان در پیش گرفت. اما گاه به گاه تأثیر نوشته‌های هدایت در آثار او آشکار است. او هم به زندگی افراد پایین‌دست جامعه علاقمند بود و در آثارش فرهنگ و زبان عامیانه، توده‌ی فقر زده‌ی شهر و شرایط محنت بار زندگی و حقوق پایمال شده‌ی طبقه فرودست نمود خاصی دارد.

دید او نسبت به مسائل، دیدی ناتورالیستی است و بر اساس این سبک، موضوعاتی را مطرح می‌کند که چندان مطلوب طبع همگان نیست. نویسنده‌ی ناتورالیست سعی می‌کند تا شکاف و اختلافی را که بین واقعیت و حقیقت وجود دارد و از دید دیگران نهان است، آشکار کند.

اکثر داستان‌های وی حکایت تیره روزی مردمی است که اسیر خرافه و مذهب و نادانی خویش هستند. چوبک با توجه به خشونت رفتاری‌ ای که در طبقات فرودست دیده می‌شد سراغ شخصیت‌ها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب می‌دادند و به شدت راه به تاریکی می‌بردند. او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرک‌ها و زخم‌های طبقه رها شده‌ی فرودست نه در جستجوی درمان آن‌ها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی‌چیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان‌گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت. او در اکثر داستان‌های کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمی‌دهد. ازاین منظر طبقه‌ی فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم می‌شود که هرچه بیشتر در گل و لای فرو می‌رود.


  از آثار اوست: خیمه‌شب‌بازی، عنتری که لوطیش مرده بود، روز اول قبر، چراغ آخر، سنگ صبور، تنگسیر 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب‌نامه

 

آژند، یعقوب. 1363. ادبیات نوین ایران. چاپ اول. تهران: امیرکبیر.

_______ 1373. ادبیات داستانی در ایران و ممالک اسلامی. چاپ اول. تهران: نشر آرمین.

براهنی، رضا.1362. قصه نویسی. چاپ سوم. تهران: نشر نو.

جمالزاده، محمدعلی. 1357. یکی بود، یکی نبود. چاپ دهم. تهران: معرفت.

میرصادقی، جمال. 1386. ادبیات داستانی. تهران: سخن.

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 14:52 |


Powered By
BLOGFA.COM