
بررسی فرهنگ عمید
چکیده:
فرهنگ نویسی یکی از زیر شاخه های مهم ادبیات و مربوط به حوزه زبان شناسی است. فرهنگها میتوانند از طریق ثبت و ضبط صحیح لغات، اصطلاحات و اعلام و نیز سیر تاریخی تحول و تطور واژگان، به تهیه و تنظیم دستور زبان و بررسی های دقیقتر زبان شناسی کمک شایانی کنند. فرهنگ نویسی در ادبیات فارسی فراز و فرود های بسیاری داشته است. آنچه مسلم است با بررسی این سیر تاریخی می توان به شیوه درست و منظمی برای تهیه فرهنگ نامه ها دست یافت.
واژه های کلیدی:
فرهنگ نامه، فرهنگ نویسی، تاریخچه فرهنگ نویسی، آسیب شناسی فرهنگ ها، فرهنگ فارسی عمید
مقدمه
تاریخچه فرهنگ نویسی در ادبیات فارسی
فرهنگنامهها در ادبیات، همواره یكی از ابزارهایی بودهاند كه انسان را به شناخت بسیاری از ناشناختهها یاری كردهاند. فرهنگنامهها زیرشاخهی علم زبانشناسی به شمار می آیند و از آن ها میتوان به عنوان مهم ترین منابع ادبی نام برد و كنار نهادن فرهنگ نامه هایی كه از اواسط سدهی پنجم هجری تاكنون نگاشته شده اند از پیكره ادبیات، یعنی گمكردن كلیدهایی كه بسیاری از قفلها را برای همیشه بسته نگاه میدارد. از این رو نگاهی میاندازیم به تاریخ فرهنگنویسی ایران از آغاز تا اكنون.
فرهنگ لغت به مجموعه، صورت یا سیاهه ای از لغات یک زبان گفته می شود که همراه با اطلاعاتی در مورد هر لغت به همان زبان یا سایر زبان هاست. اگر لغات و اطلاعات آن به یک زبان باشد به آن فرهنگ یک زبانه می گویند و اگر به دو یا چند زبان باشد به آن فرهنگ دو زبانه یا چند زبانه گفته می شود. ساختار اصلی فرهنگ های یک زبانه مانند فرهنگ معین، سخن توصیفی است، در حالی که در فرهنگهای دو زبانه یا چند زبانه فقط معادل ارائه می شود.
در میان دانشمندان یونانی نام کسانی از دانشمندان یونان یافت می شود که با ایرانیان تبادل نظر میکردهاند یا در دانشگاه اسکندریه مصر و یا در کتب عبری، نشانی از کنکاش ها و مباحثات آنان با دانشمندان ایرانی وجود دارد و یا وجود ترجمه های چینی، هندی،عبری، یونانی و فارسی به همدیگر، نشان از وجود مترجمانی حرفه ای دارند و نیز در عهد ساسانی که به گفته ی رشید یاسمی، عده ای از مهاجران یونانی به فرمان اسکندر در ایران اقامت گزیدند. شاید نظر سید صادق گوهرین درست باشد که ملت های ایران و روم و مصر و مغرب و اندلس و سایر ملت های اسلامی به علت وحدت اقتصادی مجبور بودند که با هم آمیزش و مراوده داشته باشند.
در دوران ساسانیان گرچه زبان فارسی در ایران زبان رسمی بوده است، چه بسا كه ما هم مانند چین و یونان فرهنگنامه هایی داشتهایم و یا از سلسله ی صفاریان به بعد كه زبان عربی و فرهنگ اسلامی به سرزمین ما آمد، این احتمال وجود دارد كه فرهنگنامه هایی به عربی و فارسی توسط نویسندگان و اهل قلم آن زمان به رشته ی تحریر درآمده باشد. علی اصغر حکمت معتقد است که از سدهی دوم هجری به بعد ایرانیان در رشته های گوناگون علوم اسلامی، جنبش بزرگی را به وجود آوردند و در تدوین لغت و ادب، پیشقدم بوده اند و آثار ادبی ایرانیان باستان به وسیلهی ایرانیان مستقیماً در زبان عربی راه یافت.
دكتر محمد معین در مقدمهی فرهنگ خود مینویسد كه شواهدی در دست است كه از اواسط سدهی پنجم هجری، کوشش هایی در امر فرهنگنویسی برای زبان فارسی انجام گرفته است و نیز احتمال دارد كه کوشش هایی نیز پیش از سدهی پنجم در ایران صورت گرفته باشد، اما در حوادث تاریخی ازبین رفتهاند و امروزه هیچ سند مكتوبی از آنان در دست نیست. ابن نديم از كتاب لغتي نوشتهی ابوالقاسم عيسي بن علي جراح نام ميبرد كه مؤلف آن در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ميزيسته، ولي چون به محتوا و ويژگيهاي آن اشاره نكرده است، دربارهاش سخني نميتوان گفت. در كشفالظنون نيز از كتابي با عنوان تاجالمصادر نام برده شده كه ادعا شده رودكي سمرقندي نويسنده آن بوده، اما نشاني از آن در دست نيست. به اعتقاد سعيد نفيسي پذيرش ادعاي مؤلف كشفالظنون دشوار است.
نخستین فرهنگ عربی به نام « قاموس» را یک نفر ایرانی به نام فیروز آبادی گردآوری کرده است و اولین فرهنگ فارسی نیز در هند توسط جمعی از ایرانیان مقیم هند گردآوری شده است که اطلاع دقیقی از آن در دست نیست. از نخستین فرهنگ هایی که نامش به ما رسیده و تا اوایل قرن یازدهم در دسترس فرهنگ نویسان ایران و هندوستان بوده کتاب کوچکی به نام فرهنگ ابوحفص سغدی بوده که مؤلفان فرهنگ های جهانگیری، سروری و مجمع الفرس مطالبی از این فرهنگ اخذ کرده و جزو مأخذ کتاب خود آورده اند.
مؤلف کشف الظنون از فرهنگی به نام تفاسیر فی لغه الفرس از قطران شاعر در لغت فارسی نام می برد و تأیید این مطلب سخن اسدی توسی در مقدمه لغت فرس است که می نویسد:« قطرانِ شاعر کتابی کرد.»
یکی دیگر از لغتنامه های معروف و مهم فارسی برهان قاطع است که در قرن یازدهم توسط محمدحسین بن خلف تبریزی تالیف شده است. حدود 20000 لغت دارد که مؤلف بر اساس چهار لغتنامه یا فرهنگ آن زمان تألیف کرده است. اشکال آن یکی این است که تعداد زیادی از لغات دساتیری را وارد فرهنگ کرده است.
در قرن چهاردهم فرهنگ آنندراج توسط محمد شاه و در کشور هند منتشر شد. این فرهنگ هفت جلدی حدود 30000 لغت دارد. این تنها فرهنگی است که حتی یک سطرش هم از نویسنده نیست و همه نقل قول از فرهنگ های مختلف است. در ذیل هر مدخل قید شده که از کجا نقل قول کرده است. فرهنگ آنندراج تعدادی از اصطلاحات و ضرب المثلها را هم دارد.
درقرن چهاردهم میرزا علی اکبر نفیسی (پدر سعید نفیسی) فرهنگ ناظم الاطباء معروف به فرنودسار را تالیف کرد. این فرهنگ اولین فرهنگی است که تلفظ ها را با فونتیک آورده است.
اما بزرگترین و کاملترین فرهنگ فارسی لغتنامه علی اکبر دهخداست که در 26575 صفحه در قطع رحلی با حروف ریز و به صورت سه ستونی منتشر شده است. در این لغتنامه دویست هزار واژه اصلی و ششصد هزار ترکیب و نزدیک به هشتاد هزار اعلام تاریخی و جغرافیایی چهارصد تا پانصد هزار شاهد مثال به صورت نظم یا نثر آمده است.
فرهنگ فارسی تألیف دکتر محمد معین در دهه چهل شمسی منتشر شده است. دکتر معین به تقلید از لاروس قصد داشته این فرهنگ را در سه دوره منتشر کند. کوچک، متوسط و بزرگ. اما عملاً فقط یک دوره شش جلدی منتشر کرد که چهار جلد آن متن فرهنگ است؛ یک جلد شرح اصطلاحات خارجی است که در متون فارسی کاربرد دارد و جلد ششم اعلام است. این فرهنگ به سبک لاروس تصاویری هم دارد. در ذیل هر مدخل تلفظ به فونتیک و ترکیبات لغت هم آمده است.
فرهنگ سخن جدیدترین فرهنگی است که به زبان فارسی و در ایران منتشر شده است و در دو ویرایش بزرگ، شامل هشت جلد و کوچک، شامل دو جلد، توسط استاد حسن انوری منتشر می شود .
فرهنگ جهانگیری تألیف میرجمال الدین حسین بن اینجوشیرازی، فرهنگ انجمن آرا نوشته رضاقلی خان هدایت، برهان قاطع تألیف محمدحسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان از دیگر فرهنگهای مشهور زبان فارسی است.
آسیب شناسی لغت نامه نویسی در ایران
با توجه به این که ادب فارسی از ابتدا تاکنون همیشه در اوج بوده و بزرگان بسیاری در این عرصه ظهور کرده اند و آثار ماندگاری را بر جای نهاده اند، اما کمتر به فرهنگ نویسی و ثبت و ضبط صورتهای صحیح واژگان پرداخته شده است. در حالی که ملت های دیگر از امر غافل نبوده اند و سابقه فرهنگ نویسی در آن کشورها بسیار دیرین است. شاید فرهنگ نویسی و به عبارتی جمع آوری صورت های صحیح و دقیق واژگان و اصطلاحات، می توانست بسیاری از مشکلات امروز ما را در زبان حل کند. در این جا به سه مشکل عمده موجود در فرهنگ نویسی فارسی مورد اشاره قرار می گیرد.
1- فرهنگ ها بیشتر به لغات مذکور در کتب و دیوان های شاعران و به طور کلی به صورت مکتوب زبان توجه داشته اند و از ثبت و ضبط لغات رایج در زبان گفتار زمان خود غفلت کرده اند و شاید بدین ترتیب مجموعه عظیمی از لغات و اصطلاحات و امثال عامیانه از بین رفته است. امروز از طریق فولکلوریک یا فرهنگ عامه توانسته ایم فقط به بخشهایی از این مجموعه دست یابیم.
2- اکثر لغت نامه های فارسی ابتدا جمع آوری و تألیف می شده اند و بعد منتشر. همان طور که می دانیم لغت نامه های مشهور دنیا در طی سالیان متمادی تألیف، چاپ و اصلاح می شده اند. بدین صورت که ابتدا نسخه اولیه فرهنگی منتشر می شود و بازخورد آن مثل نظرات مردم، منتقدین، زبان دانان و ... مورد بررسی گروه مؤلفان قرار میگیرد و در چاپ بعدی این تغییرات اعمال می شود. و این کار تا تکامل تقریبی آن فرهنگ ادامه دارد. مانند فرهنگ آکسفورد که 60 سال در حال اصلاح و تغییر بود. با این شیوه احیاناً اگر اشتباهی در کار رخ دهد و لغاتی از قلم بیفتد در چاپ بعدی اصلاح می شود. این روش مشخصاً از لغت نامه دهخدا مورد استفاده قرار گرفت.
3- نکته دیگر عدم دقت و مسامحه کاری مؤلفان فرهنگ هاست. در ضبط لغات، دست یابی به معنا، ریشه یابی، ترکیبات و انشقاقات مغایرت های زیادی به چشم می خورد و این موضوع تشتت و پراکندگی در یافتن معنای دقیق و اصلی ایجاد می کند.
از دیگر عیوب فرهنگ های موجود می توان به خلط مباحث دستوری فارسی و عربی و دیگر زبانها، بی توجهی به سیر تاریخی لغت، عدم ذکر منبع و مأخذ، بی توجهی به نکات املایی و... اشاره کرد.
فرهنگ عمید
فرهنگ عميد واژه نامهاي دوجلدي است شامل واژه هاي فارسي و لغات عربي و اروپايي به كار رفته در زبان فارسي و اصطلاحات ادبي و علمي كه به دست حسن عميد به تقلید از فرهنگ یک جلدی لاروس نوشته شدهاست و در انتهای فرهنگ بخش اعلام قرار دارد.
اين واژه نامه نخستين بار در سال 1332 خورشيدي با سرمايهي كتابخانه ابن سينا چاپ شده است. (هرچند كه آقاي عميد سال 1308 خورشیدی واژهنامهاي را به نام فرهنگ نو به چاپ رساندهاند.) او در نظر داشت کار خود را گسترش دهد و آن را در ده جلد به چاپ برساند.
نکته مهم دیگری که به ارزش این فرهنگ می افزاید شرح مختصری درباره دستور زبان فارسی است که در مقدمه آمده است. اگرچه در برخی موارد نارسایی هایی هم در آن مشاهده می شود.
فرهنگ عميد چندين بار با شمارگان بالا به چاپ رسيدهاست و فرهنگي كمابيش كامل و محبوب است و بنا به نظر برخي كارشناسان ايراد گفتني پيدا نميشود.
از ویژگیهای این واژهنامه میتوان موردهای زیر را نام برد:
- آمدن نشانههای آوایی واژگان (برای تلفظ درست واژگان) در میان کمانک برابر هر واژه
- زبانی که واژگان از آن آمدهاست و واژهٔ اروپایی وارد شده به زبان نیز به همان زبان آورده شده
- گونهٔ واژگان براساس دستور زبان اول فرهنگ بیان شده است
- آوا نگاری واژگان عربی بر اساس تلفظ اصلی واژه آورده شده و معنی واژگان به صورت روشن و به زبان ساده نگاشته شده
- در این فرهنگ تصویرهایی برای برخی از واژگان گنجانده شدهاست
- این فرهنگ تنها دربرگیرندهٔ شمار فراوانی از واژگانی است که در زبان فارسی به کار رفتهاند و نام مکانها و شهرها و نویسندگان، و هنرمندان در آن نوشته نشدهاست. (به جز نمونههای بسیار مشهور که برای دریافت برخی نوشتهها نیاز است. مانند: بهلول یا سلیمان)
منابع:
- اسدي، علي بن احمد؛ لغت فرس، لغت دري، به تصحيح و تحشيه فتحالله مجتبايي، علياشرف صادقي. تهران: خوارزمي، 1365
- باطنی، محمدرضا؛ توصیف ساختمان زبان فارسی، تهران، امیركبیر، ۱۳۴۸
- دبیر سیاقی، محمد؛ لغتنامه فارسي، تهران، مؤسسه لغتنامه دهخدا، 1361
- _____ فرهنگهاي فارسي و فرهنگ گونهها،تهران، ،اسپرک 1368
- دهخدا، علی اکبر؛ لغتنامه، تهران، ۱۳۲۵
- صفا، ذبیح الله؛ تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۵۶
- عمید،حسن؛ فرهنگ فارسی عمید،تهران، امیرکبیر، 1383

