تبليغاتX
آرتاکاوا
سلام.

وقتی گرسنگیِ روزه گرفتن آدم رو به هم می پیچونه هر کسی یه جوری واکنش نشون میده. شعرا هم که منتظر چنین موقعیت های نابی هستند که هنرنمایی کنند. دو نمونه از این هنرنمایی های رو تو پست های قبلی نوشتم و امروز هم دو تای دیگه :

ماه رمضان آید و ماهم رمضانیم

ماهم رمضانیم، چرا ؟ - چون رَم از آنیم !

از وقت سحر چیز نخورده بنشینیم

 هی منتظر آمدن وقت اذانیم

 

با خوردن اگر حال تو جا می آید

خوش باش که ایام صفا می آید

آماده حمله باش پیش از افطار

وقتی که صدای ربنا می آید!

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 8:36 |
سلام.

یک متن برام ایمیل شده که بدون دخل و تصرف نقل می شود!

 

تيزهوشي يک مادر شوهر زرنگ!

 

خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود.

او به رابطه ميان آن دو ظنين شده بود و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشتر او مي شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من ميدانم كه شما چه فكري مي كنيد ، اما من به شما اطمينان مي دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎ .

حدود يك هفته بعد‎ ، Vikki پيش مسعود آمد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندان نقره اي من گم شده ، تو فكر نمي كني كه او قندان را برداشته باشد ؟‎ " "خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان به او ايميل خواهم زد‎."
او در ايميل خود نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندان را از خانه من برداشتيد، و در ضمن نمي گم كه شما آن را برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اين است كه قندان از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده.‎" با عشق، مسعود روز بعد مسعود يك ايميل به اين مضمون از مادرش دريافت نمود‎ :سر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري ! ، و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري . اما در هر صورت واقعيت اين است كه اگر او در تختخواب خودش مي خوابيد ، حتما تا الان قندان را پيدا كرده بود‎. با عشق ، مامان

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 14:2 |
  

           

           سلام.

پیشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک می گویم.                                          

گيرند همه روزه و من گيسويت        جـوينــد همـه هلال و مــن ابرويت
از جملـه ايـن دوازده مـاه تمـام         يک ماه، مبارک است و آن‌هم رويت

                              

این هم یک رباعی از شعرای دوره صفویه

آمد رمضان نه صـــــــــاف داریم و نه دُرد      از چهــره ی مـــا گرسنگی رنگ ببرد

در خانه ی ما چو خوردنی چیزی نیست      ای روزه برو ورنه تـــــو را خواهم خورد!

 

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 12:22 |

سلام

این روزها حسابی سرخوشم.

دو شب پیش، همزمان با اولین سالگرد ازدواجمون، ششمین کنسرت آموزشی پژوهشی در مجتمع فرهنگی آیت الله خاتمی برگزار شد. برای جشن گرفتن سالگرد با همسر گرامی به کنسرت رفتیم. دوستان زیادی هم به جشن ما اومده بودند! و به قولی دیدارها تازه شد. بعد از مراسم با علی زمانیان و خانمشون برای شام رفتیم بیرون. جاتون خالی صفایی داشت!

دیشب هم شب شعری برای بزرگداشت اولین سالگرد مرحوم بهجتی«شفق» در میبد برگزار شد که دوستان زحمت زیادی کشیده بودند. حالا متوجه شدید چرا سرخوشم!

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 12:46 |


Powered By
BLOGFA.COM