تبليغاتX
آرتاکاوا

سلام

 

  1. دیروز اینترنت نداشتم، نزدیک بود خفه بشم!
  2. احتمال داشت این پست تو قزوین نوشته بشه. قرار بود با هم اتاقی های دوره دانشگاه با هم بریم مسافرت. اول بریم قزوین پیش ولی خلخالی، موسی گلستانه از خورموج بیاد، حمدا... جایروند که تهران بود و من و حمید پوردهقان. از اونجا بریم تبریز خونه مهدی بلال زاده. کلی برای خودم برنامه ریزی کردم که بتونم این سفر رو برم. مثل همیشه دقیقه نود همه کارا به هم ریخت. یک گزارش مفصل باید آماده می کردم راجع به ربع قرن فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی که قراره در قالب کتابچه ای چاپ بشه و تا اول مرداد بیشتر مهلت نداشت. در کنار اون کارگاه آموزشی خبر نویسی مسؤولان روابط عمومی منطقه چهار دانشگاه آزاد اسلامی که در واحد میبد برگزار شد و متأسفانه به خاطر تغییر در زمان برگزاری نتونستم شرکت کنم و خیلی خیلی حیف شد.
  3. چند تا از دیگه از دوستام رفتند باکو. برنامه دارن حداقل هرسال به رسم جهانگردی به یک کشوری سفر کنند. امسال تصمیم گرفتند که برن باکو. کلی اصرار کردند که من هم برم ولی به خاطر کارم نتونستم برم. اینم حیف!
  4.  هم زمان با این برنامه ها، داداشم محمد که تو سرپل ذهاب سربازه، اومد و تا هفته دیگه هم هست. خودش یه فرجه و جبران مافات دو بند قبل بود. کلی از سربازی و اتفاقاتی که اونجا براش می افته، منطقه و مردمش و ... برام تعریف کرد. حالا نسبتاً جاش خوبه. شهرش رو نمی گم، قسمتی که او خدمت می کنه رو می گم.
  5. جلوی کامپیوترم یادداشت گذاشته بودم که برای احمد شاملو که دوم مرداد سالروز رفتنش بود یه چیزی بنویسم. ولی وقتی شنیدم که اجازه ندادند مراسم سالگردش برگزار بشه یه جورایی حالم به هم خورد که ما هنوز نمی تونیم یه مرده رو تحمل کنیم.
  6. این چند روز می خوام کار چند ماه گذشته رو انجام بدم. کلی کتاب ردیف کردم و گذاشتم دقیقاً جلوی چشمم که حتماً حتماً همشون رو با سرعت و دقت کافی بخونم. از کتابایی که مربوط به کارم می شه گرفته تا علاقه مندی های خودم. صبح هم که اومدم سر کار خوندن کتاب خبرنویسی حرفه ای رو شروع کردم. دنیای جالبی داره خبرنگاری و روابط عمومی. یه وقتایی حسرت می خورم که چرا تا حالا درست از وقتم استفاده نکردم و این کتابا رو نخوندم و بعد همین فکر هم یادم می ره. دوباره چند روز بعد همین جریان تکرار می شه. همیشه یک لیست بلند بالا دارم از کتابای نخونده دارم.
+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 8:51 |


Powered By
BLOGFA.COM