تبليغاتX
آرتاکاوا
در ادامه حاشیه پست قبل عکسی دیدم که بنده در حال رفتن به سمت آقای خاتمی هستم و ایشان دارند دستشان را به طرف بنده می آورند( چی شد این جمله) البته لازم به ذکر است بنده بی ادبی کرده و پشت به دوربین قرار دارم شاید هم تقصیر عکاس باشد. به هر حال سعی کنید بنده را شناسایی کنید!                                                         آقای خاتمی و بنده
+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 13:1 |

سلام. دو سه روز گذشته به خاطر شلوغی نتونستم به روز کنم.

چهارشنبه که هیچ تعطیلی بود.

پنجشنبه صبح رفتیم برای مراسم چهلمین روز درگذشت همسر مهندس تابش نماینده مردم اردکان که در حوزه علمیه اردکان برگزار شد. عصر پنچشنبه مراسم بزرگداشت در گلزار شهدای اردکان برگزار شد که بسیاری از شخصیت ها حضور داشتند. علاوه بر مسؤولان شهرستان، آقای صدوقی امام جمعه یزد، آقای یحیی زاده نماینده میبد و تفت، مدیرکل آموزش و پرورش، آقای فقیه معاون استاندار و خیلی از مسوولان استان. خیلی ازشخصیت های شهرستان هم بودند: آقای علی خاتمی رییس دفتر رییس جمهور سابق، آقای دکتر رضا خاتمی نماینده سابق تهران، آقای دکتر رضا داوری اردکانی استاد برجسته فلسفه دانشگاه تهران که خواهرشون فوت کرده بودند، دکتر حایریان رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی یزد، سردار فیض اردکانی، دکتر خلیلی نماینده سابق کرج و....

 

حاشیه

کنار مقبره آیت الله خاتمی منتظر دوستان هنرمند بودم که دیدم جمعیتی با صلوات دارند پیش می آیند. دیدم آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق هستند. طرف مقبره پدرشان آمدند. مثل قبل ساده و بدون تشریفات و با روی باز و خندان. مثل قبل جلو رفتم و عرض ادب کردم و ایشان با خوش رویی پاسخ دادند. جمعیت زیادی جمع شده بودند و مردم سر از پا نمی شناختند. مثل همیشه مردم اردکان جدای از مسایل سیاسی آقای خاتمی را دوست می دارند و به ایشان به عنوان افتخار اردکان، احترام می گذارند. کسانی که از نزدیک آقای خاتمی را دیده اند می دانند که ایشان واقعاً انسان بزرگواری هستند و در نگاه اول مجذوب ایشان می شوی.         

                                                    

                   لختی بخند خنده گل زیباست

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 11:4 |
                                        جوانمرد اگر راست خواهی ولی است/کرم پیشه شاه مردان علی است

سلام. ولادت حضرت علی (ع) پیشوای مسلمانان جهان و روز پدر مبارک. هرچند روز مادر را با شوق و شور نوشتم و آن روز را با شادی سپری کردم این روز را باید با چشمانی اشکبار و دلی پرغصه پشت سر بگذارم. ده سال از رفتن پدرم می گذرد. همین ....... 

سایه ای بود و پناهی بود و نیست

شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم ،  کسی چون من مباد

سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر

باورم شد ،  این من ناباورم

روی دوش خویش او را می برم!

می برم او را که آورده مرا

پاس ایامی که پرورده مرا

می برم در خاک مدفونش کنم

از حساب خویش بیرونش کنم

راست میگویم جز این منظور نیست

چشم شاعر از حواشی دور نیست

مثل من ده ها تن دیگر به راه

جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه

منتظر تا بارشان خالی شود

نوبت نشخوار و نقالی شود

هر یکی  همصحبتی پیدا کند

صحبت از هر جا به جز اینجا کند

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

خوش به حالت ، خوش به حالت ای پدر

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 8:47 |


Powered By
BLOGFA.COM