تبليغاتX
آرتاکاوا

 

باز آمدم بپرسم حال تو اي اميد

اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست

باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو

اي مادري كه هر نفسم گفتگوي تست

***

باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق

وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم

مادر! غم تو همنفسم شد بجاي تو

با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟

***

جانم فداي تو، اي مادر عزيز

كي داني از فراق ، چها بر سرم گذشت؟

هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيد

با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت

***

غمخانه است سينه ي من در فراق تو

آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست

آگه نبودم از غم بي مادري، ولي ـــ

مرگت پيام داد كه: بي مادري بلاست

***

وقتي ز دست ما و نماند از براي ما

غير از غمي ، شكسته دلي، جان خسته اي

تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي ـــ

داند خدا كه پشت دختر خود را شكسته اي

***

مادر! بخواب خوش ، كه ز يادم نميروي

جانم فداي تو ، منزل مباركت

مادر بخواب ، كعبه ي من خاك كوي تست

قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 7:26 |

سلام. دوباره روز مادر رو تبریک می گم. امروز دو تا مطلب درباره پیدایی روز زن و روز مادر در ایران باستان و کشورهای دیگه براتون می ذارم که امیدوارم براتون جالب باشه.

۱.

قرن ها پيش كه شايد در بسيارى از قسمت هاى كره خاكى كه حالا از متمدن ها و یا مراکز دینی محسوب مى شوند بى قانونى بيداد مى كرد ايرانيان حتى روزهايشان نيز نامى و جشنى داشت.هر سال پنجم اسفند زنان ايرانى از كار روزانه دست مى كشيدند و اين مردان بودند كه يك روز در سال نقش زنان را ايفا مى كردند.ساليان سال پس از آن كه اسلام ظهور كرد و گسترش پيدا كرد باز اين ايرانيان بودند كه این روز (برابر با هشتم مارس یعنی روز جهانی زن) را گرامى مى داشتند.

روز زن در ايران باستان :

از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان پنجم اسفند برگزار مى كردند. اين روز سپندارمزد ناميده مى شود كه نگهبان زمين است، از آنجايى كه زمين همانند زنان بارورى دارد، اين جشن براى گراميداشت زنان نيكوكار برگزار مى شود، واژه سپندارمزد در اوستا به معنى فروتنى و بردبارى است.در اين روزها مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پيشكش هايى دريافت مى كنند و زنان نيكوكار، پاكدامن و پرهيزگار مورد تشويق قرار مى گيرند. در سفره اين جشن جامى از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاى فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاى گل، شربت و شيرينى، برگ هاى خشك آويشن با دانه هايى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و كندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار كمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها كه در جشن مهرگان براى سفارش كاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى گذارند.
اسفندگان از جمله جشن هاى ماهيانه اى است كه اطلاع دقيقى از گذشته برپايى آن مكتوب نيست. اما بنابر گفته ابوريحان بيرونى در ايران قديم جشنى با نام مزدگيران يا مردگيران در بين مردم رواج داشته است.از ويژگى هاى اين جشن كه زمان برگزارى آن ۵ روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش و فرمانبردارى كامل مردان از زنان بوده است.در اين چند روز به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليت هاى يك زن را تجربه مى كردند و در عين حال در اين روز هديه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى اين جشن به شمار رفته است.اين جشن به نام «سپنته آرمئى تى» يا «فروزه» از خودگذشتگى و فروتنى و مهر بى پايان، شناخته شده است. «سپنته آرمئى تى» يا سپندارمز يا اسفند امروزى، نام چهارمين امشاسپند و نام پنجمين روز هر ماه است كه در جهان مادى به خاطر داشتن صفت پاك و ارزشمند «سپنته آرمئى تى» نگهبان زمين نام گرفته است. در كتاب هاى مربوط به آيين ایرانیان باستان آمده است: «سپنته آرمئى تى، فروزه اى است با ويژگى هاى زنانه و مادرانه يعنى مهر و عشق بى پايان و تواضع و فروتنى كه به راستى زمين نمادى نيكو بر آن است.»
طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند يعنى پنجمين روز از اين ماه (۵ اسفند) و بنا بر تقويم امروزى (هجری خورشیدی) ۲۹ بهمن ماه روز سپاسدارى از جايگاه زنان ومادران است.براساس سنت باستانى، مردان و فرزندان در روز سپنته آرمئى تى كه مظهر ايمان، مهر ،عشق ، محبت و حامى زنان نيك است، به همسران و مادران خود هدايايى تقديم مى كنند و برگزارى مراسم جشن و سرور در اين روز ضرورى است.به اين ترتيب از محبت و مهربانى زنان سپاسگزارى مى شود. در اين روز ویژه همچنين انجام كارهاى خانه به عهده مردان است و زنان با پوشيدن لباس هاى نو، مورد تكريم قرار مى گيرند. در مراسم جشن اسفندگان در آيين ایرانی همچنين زنان پاكدامن و پرهيزگار كه به تربيت فرزندان نيك پرداخته اند و اين فرزندان به عنوان شخصى نيك شناخته شده اند، تشويق مى شوند.
روز اسفندگان متعلق به همه ايرانيان است از هر قوم واز هر مذهب.این روز را (۵ اسفند یا ۲۹ بهمن ) را میتوان روز عشق و دوستی نامید که تقریبا برابر روز ولنتاین بیگانگان می باشد.

 

۲.

در کشورهای مختلف ممکن است بسته به ریشه مسایل سیاسی و اجتماعی، روز مادر متفاوت باشد. در آمریکا، دومین یکشنبه از ماه می (May ) به عنوان روز مادر جشن گرفته می شود. هفته ای که Anna آن را در تاریخ جهان نهادینه نمود و باری دیگر انسانی نشان داد که با یک گل نیز بهار می شود.

 
 در روز 9 مه سال 1905، آنا جارویس، زنی که روز کار مادر را بنیان گذاشته بود در گذشت. دختر او که نامش نیز آنا بود، بر آن شد که کار جولیا وارد هاو( (
Julia Ward Howe) شاعر صلح‌دوست ) را ادامه دهد و همچنین خاطره و سنت مبارزه مادرش را جاودانه سازد. و از این نقطه تلاش خستگی ناپذیر وی برای محقق نودن این هدف اغاز شد. او در آغاز از كشیش منطقه اشان خواست كه موعظه ای در زمینه نقش مادر در جامعه ایراد كند. پس با نوشتن نامه‌ای به قانونگذاران کشور تلاش خود را برای رسمی کردن روز مادر آغاز کرد و دو سال بعد در دهم ماه مه برای اولین بار در شهری که مادرش در روزهای یکشنبه در مدرسه کلیسا تدریس کرده بود، روز مادر را جشن گرفت. نهایتا در 8 ام may  سال 1914، در زمان وودرو ویلسون Woodrow Wilson   رئیس جمهور وقت امریکا، روز مادر به عنوان یک روز ملی به رسمیت شناخته شد. پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس، با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول، روز مادر به كشورهای اروپایی نیز راه یافت. در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسكاندیناوی رسید. در آلمان برای اولین بار در سال 1922 این روز را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیست ها  روز مادر در این كشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی كه مادر ضامن دوام ِ نژاد آریایی است، این روز را جشن می گرفتند.

 

آنا جارویس

سمبل روز مادر برای مادری كه در قید حیات است یك شاخه میخك قرمز و برای مادری كه از دنیا رفته ، یك شاخه میخك سفید است. آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را رواج  داد .

Anna Jarvis ، بانی روز مادر در كل جهان مسیحیت – زنی كه خود هیچ گاه مادر نشد- در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا بدرود حیات گفت. خانه ای که هزینه وی در انجا توسط گل فروشانی داده می شد که بیشترین نفع مادی را از زحمات آنا گرفتند. او از بهره گيري‌هاي تجاري جهاني شدن روز مادر نه تنها خشنود نبود بلکه خود را بسيار سرخورده احساس مي‌کرد. او به اين سرخوردگي در زمان حيات خود  نيز اشاره کرده بود. باور و هدف او بر اين بود که عميقاً و آن‌گونه که شايسته‌ي مادر است از او قدرداني شود. اما پس از مدت کوتاهي بيش از همه، شرکت‌هاي صنعتي و تجاري با فرستادن کالاهاي گوناگون جهت اين روز، شکل تجاري به آن دادند و ماهيت برگزاري چنين روزي کاملاً دگرگون شد. فروش کارت‌، هديه‌هاي مختلف، توليد کيک‌هاي رنگارنگ با رنگ و مزه‌هاي مختلف و انبوه دسته‌هاي گل، به شکل آشکاري جنبه‌ي تجاري اين امر را برجسته کرد و اهميت بنيادين اين روز را دگرگون ساخت.

 

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 11:4 |
با سلام. امروز عصر در سکوت سنگین گورستان محسن عزیز را به دل خاک سپردیم. همه دوستانش بودند: کوهنورد و وبلاگ نویس. محمد کمالی کسی که برای نجات محسن و دوستش رفته بود را دیدم. از کم و کیف ماجرا پرسیدم. نادر قاضی هم بود  که کوهنورد ماهری است. درباره این نظر که کوه چک چک طلسم شده از نادر قاضی و محمد کمالی پرسیدم. آن ها گفتند که ما هم چیزهایی شنیده ایم ولی هر دو بارها از این کوه صعود کرده اند. محمد می گفت حتی یکی دوبار با خود محسن این کوه را فتح کرده اند. گویا بالا رفتن از این قله کمی سخت و تخصصی است و راه مخصوصی دارد. محسن و دوستش از همین راه بالا رفتند ولی برای برگشت مسیر دیگری را انتخاب کردند که حساب شده نبوده. و دچار این مشکل می شوند. حمید حاجی اسماعیلی عزیز که عشق وبلاگ نویسی است هم بود. درباره فعال کردن انجمن وبلاگ نوسان اردکانی هم صحبتی هایی کردیم و قرار مدارهایی گذاشتیم. 
+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 23:27 |

دیروز خبردار شدم محسن سنایی همسایه آرام و دوست داشتنی ما بر اثر سقوط از کوه چک چک از دنیا رفته. محسن پسر بسیار نجیب و مهربانی بود که عاشق طبیعت و کوهنوردی و دوچرخه سواری بود. چند روز پیش با یکی از دوستاش می رن چک چک ولی متاسفانه محسن سقوط می کنه و ... . شنیدم محمد کمالی عزیز که او هم عاشق کوه و کوهنوردیه رفته بوده برای پایین آوردن جسد محسن. توی باور عموم این موضوع هست که کوه چک چک طلسم شده و هنوز کسی نتونسته از اون صعود کنه. سعی می کنم با محمد کمالی عزیزم تماس بگیرم و جزئیات بیشتر رو ازش بپرسم. حتما درباره طلسم بودن کوه چک چک هم تحقیقی می کنم. 

درگذشت محسن عزیز رو به مادر مهربانش خانم حائری پدرش آقای سنایی و برادر بزرگش آقا مسعود تسلیت میگم و امیدوارم خدا بهشون صبر بده که بتونند نبودن محسن را تحمل کنند.

+ نوشته شده توسط حسین قانعی اردکانی در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 7:40 |


Powered By
BLOGFA.COM