امروز بعد از مدتها به وبلاگم سر زدم. خداییش از گرفتاری زیاده که نمی تونم مرتب اون رو به روز کنم. آخرین مطلبم درباره مرحوم شفق هست که نزدیک به یک سال پیش نوشتم. تو این مدت اونقدر حرف و مطلب و خبر داشتم که بنویسم که نشد و مجبور بودم و هستم که وقتم را جای دیگه ای صرف کنم. امروز که نگاه می کردم دیدم این پست با تبریک روز مادر در سال پیش زیاد فاصله نداره. کمی خجالت کشیدم.
پیشاپیش فرارسیدن سالروز ولادت حضرت زهرا«س» و روز مادر و زن را به همه مادران مهربان به ویژه مادر دوست داشتنی و همسر مهربان خودم تبریک می گم و آرزو می کنم که هزار سال زنده باشند. بد نیست که تو فکر اون دوستایی باشیم که دیگه نگاهشون به نگاه گرم و آسمونی مادرشون گره نمی خوره. اونایی که وقتی دلشون می گیره اشک تو چشماشون جمع می شه و یواشکی به جای خالی مادر نگاه می کنند. یواشکی... تا کسی قطره های اشک رو تو نگاه غم زده شون نبینه.
گفتند که روز مادر و جشن به پاست
با بوسه و تحفه شادی اش باید خواست
نالید یکی کودک بی مادر و گفت:
«تاریک شب من است گر روز شماست»

